خرید بک لینک
هر وقت که نیت کنم «دست به کاری زنم که غصه سرآید» اولین کار در نظرم همین اپلای و ادامه تحصیل و جلوتر دویدن در این ماراتن دانشگاهی میشود، چرا؟ چون عمدهی غصهی من از این حس عقبماندگی و عمر تلف شده می

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

همیشه دست از کاری برآمدن را تعبیر میکردم به عوض کردن اوضاع، عوض کردن آدمها، عوض کردن خوراکیها و فعالیتها یا عادات. مطمئنم که تمامشان از جمله کارهایی است که ز دست آدم برمیآید، و حتما هم که اثر می

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

حتما نگفتم، آن اولین روزهایی که عاشق بودم، از دانشگاه سرازیر میشدم و یک آهنگ خاص بلند را بارها و بارها گوش میدادم، و به طرز آیینی به درخت سروی در مسیرم خیره میشدم، آن عشق راز مگویی بود و هست هنوز،

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

داشتم به آ. میگفتم که این امتحان تافل استعارهای از کل زندگی ما شده، خودمان و فکرمان را کج و معوج میکنیم که در قالبهاش جا شویم، وقتی که میپرسد "What was your most impressive memory?" اصلا مهم نیست

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

از خودم هر روز بیشتر دلزده میشوم، از بیدست و پاییام، از هول بودگی وراثتیام، از صدای نازکم که در بحث بالا میگیرد و میلرزد، انگار که کمک میخواهم که همه با من هم عقیده باشند، از احساس نامطمئنی که

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

نشستهام در سالن غذاخوری دانشگاه و مثلا قرار است اسپیکینگ و رایتینگ کنم، لکن دلآشوبتر از آنم که بتوانم فکرم را در یک نقطه جمع کنم، چرا صرفا حضور یک نفر، دو سه دیوار آنطرف تر مرا اینچنین به هم میری

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

فئو، همقطار دیرینهبا من پیاده شدی، سوار شدی، گم شدی، دیدی که چگونه خودم را در چاه و چاله انداختم، چگونه بیرون آمدم (اگر بیرون آمدهام، خودم که انقدر به خودم نزدیکم این را نمیفهمم، فقط تو آنقدر فاصله

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمیگیردز هر در میدهم پندش ولیکن در نمیگیردخدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گوکه نقشی در خیال ما از این خوشتر نمیگیردبیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگینکه فکری در درون ما

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

چظور گنجشک کوچک زندانی در قفس سینهی من، نمیتواند دندههایم را خرد کند و بیرون بیاید؟بلبل زندانی در فصل بهار را دیدهای؟ خودش را به نردهها میکوبد میکوبد میکوبد، نرده نمیریزد، پرش میریزد، نوکش م

برچسب: نویسنده: پارسا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:14

صفحه بندی